كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

533

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ و اوست آنكه بكشيد زمين را بر روى آب يعنى بسيط كرد به طول و عرض تا منقلب حيوانات باشد وَ جَعَلَ فِيها و بيافريد در ان رَواسِيَ كوههاى محكم پابرجائى كه ميخ زمين بود وَ أَنْهاراً و پيدا كرد در زمين جويهاى آب روان وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ و از همه ميوه‌ها جَعَلَ فِيها بيافريد در زمين زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ دو صنف مثلا سرخ و زرد و سياه و سفيد و خرد و بزرگ و ترش و شيرين حارّ و بارد و برّى و بستانى و خشك و تر و امثال آن اثنين تاكيد زوجين است كما هو دأب العرب فى كلامهم يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ مىپوشاند و درمىكشد شب را بروز تا هوا بعد از آنكه روشن بوده تاريك مىشود و ازينجا در مىتوان يافت تغشيه روز نيز در شب تا هوا بعد از تيرگى روشن گردد از ان است إِنَّ فِي ذلِكَ به درستى كه درين آيات آثار قدرت كه مذكور شد لَآياتٍ هر آئينه نشانهاى روشن است لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ مر گروهى را كه تفكّر كنند در ان و دانند كه تكون اين اشياء و تخصيص اين هر يك به چيزى دليلى است بر وجود صانع حكيم وَ فِي الْأَرْضِ و در زمين قِطَعٌ قطعها مُتَجاوِراتٌ پارها است پيوسته به يكديگر اين نيز يكى از دلائل قدرت است كه قطعه‌هاى زمين بر يك ديگر پيوسته بعضى شايسته زراعت است و برخى شوره‌زار و قدرى ريگ‌آميز و قطعه سنگستان وَ جَنَّاتٌ و ديگر در زمين بوستانها است مِنْ أَعْنابٍ از انگور بسيار وَ زَرْعٌ و كشتها وَ نَخِيلٌ و خرماستان صِنْوانٌ چند شاخ از يك اصل رسته وَ غَيْرُ صِنْوانٍ و نه چنان بلكه متفرقة الاصول يعنى هر يك شاخ از يك بيخ رسته يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ آب داده مىشوند اين همه اشجار و زروع به يك آب وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها و تفضيل مىدهيم بعضى را از ان عَلى بَعْضٍ بر بعضى ديگر فِي الْأُكُلِ در ميوه‌ها بحسب شكل و لون و رائحه و طعم إِنَّ فِي ذلِكَ به درستى كه در ان چه ذكر كرده شد لَآياتٍ هر آئينه دلالتهاى واضح است لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ مر قومى را كه تعقل كنند و تامل نمايند كه اختلاف ميوه‌ها بر اشجار با آنكه از يك آب پرورش مىيابند نمىتواند بود الا به ارادت قادر مختار - در تبيان آورده كه اين مثل بنىآدم است در اختلاف الوان و اشكال و هيئات و اصوات و اخلاق و اطباع با وجود آنكه پدر و مادر همه يكى است و در مدارك گفته كه مثل اختلاف قلوب است در آثار و انوار و اسرار هر دلى را صفتى و هر صفتى را نتيجه - دلى باشد موصوف بانكار و استكبار كه قلوبهم منكرة و هم مستكبرون و باز دلى بود آرميده بذكر پروردگار كه و تطمئن قلوبهم بذكر اللّه مصرع ببين تفاوت ره از كجا است تا به كجا